تاریخ انتشار:۱۴ آذر ۱۳۹۶در ۱۰:۲۹ ب.ظ کد خبر:21344

نقش جادویی عدد «هفت» در فرهنگ عامّه ی سمیرم

  سام آرام / نقش جادویی عدد «هفت» در فرهنگ عامّه ی سمیرم عدد «هفت» از دیرباز در میان اقوام و ملل مختلف از تقدّس ویژهای برخوردار بوده است. این عدد به تکامل ماده و روان اشاره دارد و نمادی برای نظم کامل و بیانگر یک دورهی ...

 

سام آرام / نقش جادویی عدد «هفت» در فرهنگ عامّه ی سمیرم
عدد «هفت» از دیرباز در میان اقوام و ملل مختلف از تقدّس ویژهای برخوردار بوده است. این عدد به تکامل ماده و روان اشاره دارد و نمادی برای نظم کامل و بیانگر یک دورهی کامل است. وجود عناصری از عوامل طبیعی مانند رنگینکمان و هفت برادران و هفت خواهران آسمانی (دب اکبر و دب اصغر) در عهد باستان مؤید رجحان و جنبهی مابعدالطبیعی آن گردیده است. و نمونهی دیگر آن، هفت طبقهی آسمان و زمین است؛ چنانکه حکیم طوس گوید :
ز سُمّ ستوران در آن پهن دشت زمین شش شد و آسمان گشت هشت
عدد «هفت» در فرهنگ عرفانی ما نیز از جایگاه معتبری برخوردار بوده و در این مضمون، نماد کثرت است در مقابل وحدت. مولوی گوید :
هفت شهر عشق را عطّار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچهایم
که فرد خوشذوقی از جمعیت عوام بیت فوق را به شکل زیر درآورده است :
هفت مرغ چاق را ملّا بخورد ما هنوز اندر پی یک جوجهایم
این واژه در میان طبقات مردم سمیرم نیز دارای حرمت ویژهای بوده که گرچه غالب آنها با ظهور دنیای مدرن به محاق فراموشی سپرده شده است، اما پوستهای از لایههای آن تاکنون خود را از پیکرهی اجتماع رها نکرده و هنوز در تداول عامّه حضور دارد. بیمناسبت نیست که به چند نمونهی آن در این نوشتار اشاره کنیم :
هفت محلهی سمیرم : ساختار سنّتی این دیار از «هفت» محله به نامهای قلعه، خواجگان، دلگر و پامنار، ماندگار و مستعلی، دهان، سادات علیا و جنگل شکل گرفته است. و هنوز آثار مزمنی از قومیّت و محلهگرایی حتّی در نسل جوان بهچشم میخورد.
هفتهی عروسی : یک هفته پس از پایان عروسی، در خانهی داماد مراسمی به نام «هفته» برگزار میگردید. زنان اقوام و اقارب عروس و داماد ضمن اهداء هدیههایی (معمولاً پول) به خانوادهی عروس و داماد و با ورود به حجله، از این روز استقبال میکردند.
هفت شبانهروز عروسی : اگر عروسی به یک خانوادهی متموّل یا کدخدا و کلانتر تعلّق داشت، مدّت زمان عروسی «هفت» شبانهروز طول میکشید و در این مدّت، خانوادههای عروس و داماد از مدعوین ضمن صرف ناهار و شام پذیرایی میکردند.
هفت خون (خونچه) : بعد از ظهر روزی که عروسی به پایان خود نزدیک میشد از طرف خانوادهی داماد، هفت خونچه که هرکدام شامل یک سینی با محتوای کلّهقند و مقداری آجیل بود و با تور قرمزی مزیّن شده بود، تهیه و با مراسم ویژهای به خانهی عروس فرستاده میشد (بههمراه انبوهی از جمعیت). خون اوّل در پیش قرار داشت و بزرگتر بود و محتویات آن را لباس عروس تشکیل میداد. این خون توسّط حمامی محل حمل میگردید. حمل بقیهی خونچهها، به عهدهی بچّهها بود.
هفت مرتبه قرائت آیهی «ولا تَزرو وازِره وزرً اُخری» : برای جلوگیری از زنبورگزیدگی. زمانی که موجی از زنبورها به کسی یورش میبرد، فرد با قرائت هفت مرتبه از قسمتی از آیهی ۱۶۴ سورهی انعام (این قسمت، در آیههای دیگر قرآن دیده میشود) خود را در مقابل نیش زدن زنبورها مصون تصوّر میکرد.
هفت مرتبه قرائت سورهی اخلاص : فرد برای رفع قضا و بلا و همچنین موقع خواب سوره اخلاص را هفت مرتبه میخواند.
هفت بار گرداندن صدقه به دور سر بیمار : با توجه به بافت کشاورزی منطقه در گذشته معمولاً جنس صدقه از نوع گندم، جو یا آرد بود. مقداری از جنس موردنظر را در بقچهای ریخته و هفت مرتبه به دور سر بیمار میگرداندند و سپس آن را به مستمندی میبخشیدند.
هفت مرتبه گردیدن قاتل به دور جسد مقتول : زمانی که قتلی صورت میگرفت پیش از آنکه قاتل به محکمهی قضایی سپرده شود، خانوادهی مقتول بهویژه مادر مقتول از قاتل میخواستند تا هفت مرتبه به دور جسد مقتول بگردد تا اگر قاضی به وظیفهی خود عمل نکرد، هفت مرتبه گشتن سبب شود تا قاتل بهسزای عمل خود برسد.
هفت گیاه : شامل هربه (کلپوره)، کاسنی، گلگاوزبان، برنجاس (بومادران)، بارتنگ (بارهنگ)، اُوشوم (آویشن)، تاجیرجیر (تاجریزی) میشد که از ترکیب و جوشاندن آنها برای درمان و بهبودی بیماریها استفاده میگردید.
هفت شبانهروز کُردیکمر* : سردترین ایام سال است که از صبح ۱۷ دیماه شروع میشود و در ظهر ۲۳ دیماه پایان مییابد که در مجموع، هفت شبانهروز طول میکشد.
«هفتُو» (هفت آب) : ظرفی را که سگ لیسیده بود، ابتدا خاکمالی میکردند و سپس آن را هفت مرتبه با آب پاک تطهیر مینمودند که به اصطلاح میگفتند ظرف را «هفتُو» کردهاند.
هفت دلو آب : چنانچه در چاه آبی اثری از موش مرده مشاهده میشد، هفت مرتبه با دلو از چاه آب میکشیدند و به بیرون میریختند و طناب و چرخچاه را هم با هفت مرتبه شستن، پاک میکردند.
بار کردن هفت من گندم (kg 42) و هفت من جو برای مرده : هنگام تشییع جنازه میّت، چنانچه شخص فوتشده عضوی از یک خانوادهی متموّل بود، هفت من گندم و هفت من جو را جداگانه در دو جوال ریخته و بار دو برزگاو مینمودند و جفت گاو را در پیش تابوت میّت بهراه انداخته و با انبوه جمعیت، جنازه را تا غسّالخانه مشایعت میکردند. پس از دفن میّت، مقادیر بارشده را بین سه نفر قرآنخوان تقسیم مینمودند و قاریان موظف بودند در قبال جنس گرفته شده بمدّت سه روز هرکدام یک بار قرآن را بهطور کامل برای شادی روان ازدست رفته قرائت نمایند.
هفتپا سایهی زارع : از نیمهی دوم بهار تا یکماه از تابستان رفته، اوج آبگیری کشاورزان برای مشروب کردن کشتشان بود. چون در گذشته ساعت وجود نداشت، تحویل گرفتن و پس دادن آب براساس موقعیت شبانهروز بود. در مزارع دوردست، زمانیکه سایهی قد آبیار هفتبرابر طول پایش میشد، باید آب دادوستد میشد. این زمان به گویش محلّی «اوگیرون» (آبگیران) معروف بود که تقریباً معادل ۳۰ : ۳ بعدازظهر میشد.

هفت دانه عدس : کسی که به چشمش جوشمون (نوعی جوش) افتاده بود، او را به نزد ملّای محل (قرآنخوان) میبردند. ملّا دستور میداد یک کاسه آب آماده کنند و کمی آب در آن بریزند. ملّا یک انگشتر عقیق داخل آب میانداخت و به مریض توصیه میکرد کاسهی آب را در دست بگیرد و فقط به داخل آن نگاه کند. سپس تعداد هفت دانه عدس را که قبلاً تهیه کرده بودند، یکی یکی داخل کاسهی آب میانداخت و با هربار انداختن یک دانه عدس به داخل ظرف، سورهی «الم نشرح» را میخواند و به داخل چشم مریض فوت میکرد. در پایان آب کاسه را از بالای سر بیمار به پشت سر او میریخت. این نوع معالجه را «چشم تکوندن» میگفتند.
بیست و یک کاسه گردو : عدد ۲۱ که مضربی از «هفت» است و سهبار در آن تکرار شده در نمادگرایی عددی است که اشاره به دستیابی به راهحل رسیدن به وحدت دارد. این عدد در یک بازی محلّی بهنام «گلبازی» در شب عروسی کاربرد داشته است**.
ناصر طغرایی- آذرماه ۱۳۹۶
پی نوشتها
*. سرگذشت کردیکمر در نقاط مختلف ایران با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی منطقه، بهصورتهای مختلف شنیده میشود که یک نمونهی آن احتمالاً «ننه سرما» است که خود از اسطورهی یونان به نام «پرومته» است. «پرومته» عموزادهی زئوس، اوّلین کسی است که برای آدمیان از آسمان بر زمین آتش فرود میآورد. زئوس به جرم خیانت او را در غاری بر فراز کوهی به بند میکشد و عقابی را مأمور میکند تا جگر پرومته را هر روز بخورد. زمانی که تاریکی فرا میرسد جگر نامبرده مجدداً رشد میکند و این عمل بنا به روایتی تا ابد ادامه دارد.
صورت داستان کردی کمر به شرح زیر است :
پیرزنی تکفرزندی به نام «کُردی» داشته که تنها کس او بوده است. در روز هفدهم دیماه کُردی برای شکار از خانه خارج میشود آنهم در یک روز برفی و تا شش روز پیدایش نمیشود. مادر که کار او چرخریس است از غیبت فرزندش نگران میشود و با چرخ خود برای جستجوی پسرش بهراه میافتد و با استفاده از ردپای فرزندش او را دنبال میکند تا به کوه بلندی میرسد و مشاهده میکند که «کُردی» در گوشهای یخ زده است. مادر با آتش زدن چرخ خود، پسر را از مرگ نجات میدهد و هردو در ظهر بیستوسوم دیماه ه به سلامت از کوه پایین میآیند. بالا رفتن کُردی از کوه نماد اوج سرما و پایین آمدنش نماد شکستن سرما است.

**. جهت اطلاع بیشتر در این زمینه میتوانید به کتاب «فرهنگ عامه سمیرم» اثر نگارنده مراجعه کنید.

لینک کوتاه خبر جهت اشتراک گذاری : http://www.samaram.ir/?p=21344

كلمات كليدي: ,

اخبار مرتبط


ارسال نظر

Go to TOP