تاریخ انتشار:۱۲ آذر ۱۳۹۶در ۶:۰۵ ب.ظ کد خبر:21301

گلدان ها به شهرما خوش امدید

امروز در شهرمان بوی طراوت وشادابی به مشام میرسید از هر که پرسیدم چه خبراست گفتند مگر نمیدانی !! برایمان گلدان آوردند . چرخی زدم تا منشا این تازگی وسرسبزی را بیابم در میدان شهدا اولین گلدان رادیدم که سفیدیش چشم نواز بود وانقدر نو بود که پلاستیک ...

امروز در شهرمان بوی طراوت وشادابی به مشام میرسید از هر که پرسیدم چه خبراست گفتند مگر نمیدانی !!

برایمان گلدان آوردند .

چرخی زدم تا منشا این تازگی وسرسبزی را بیابم

در میدان شهدا اولین گلدان رادیدم که سفیدیش چشم نواز بود وانقدر نو بود که پلاستیک روی گلدان هنوز چشم نوازی میکرد .

کمی جلوتر به میدان معلم رسیدم ,گلدانهای دیگری در کنار خیابان به چشم میخورد,اینقدر این گلدانها شبیه وهمرنگ هم بودند که یادم به همرنگی ویکرنگی مردم شهرم افتاد.

اینقدر این زیبایی وچیدمان این گلدانها  زیبا ومتناسب با محیط بود که ساعاتی در شهر چرخیدم تا به فلکه ساعت رسیدم ,فلکه ای زیبا وخوش آدرس که دو درخت از ان سر در اورده بودند ,یادم به شعری افتاد /

در کنار خطوط سیم پیام
خارج از ده ، دو کاج ، روییدند
سالیان دراز ، رهگذران
آن دو را چون دو دوست ، می دیدند
روزی از روزهای پاییزی
زیر رگبار و تازیانه ی باد
یکی از کاج ها به خود لرزید
خم شد و روی دیگری افتاد

در همین هنگام بوق تاکسی وصدای راننده مرابخود اورد /راه بندان کردی مگر تاکنون درخت وگلدان ندیدی !!!!!!!

به خود امدم وساعت رادیدم که مگر چند وقت است محو این چیدمان زیبا شده ام اما ساعتی در فلکه ندیدم ودوباره راهیه خواجگان شدم.۲۰۱۷۱۲۰۳_۱۳۰۱۲۹ ۲۰۱۷۱۲۰۳_۱۳۰۱۴۴ ۲۰۱۷۱۲۰۳_۱۳۰۱۵۱ ۲۰۱۷۱۲۰۳_۱۳۰۲۳۷ ۲۰۱۷۱۲۰۳_۱۳۰۳۱۵ ۲۰۱۷۱۲۰۳_۱۳۰۳۲۱ ۲۰۱۷۱۲۰۳_۱۳۰۳۲۸ ۲۰۱۷۱۲۰۳_۱۳۰۳۳۷ ۲۰۱۷۱۲۰۳_۱۳۰۳۵۸


ارسال نظر

Go to TOP